تبليغاتX
lovey-dovey
 
 
 

 

عشق ، گذر کردن از اين روزاي سرد
مردن خاطره هاي تلخ ديروز و به جاش يه عالمه لحظه گرم
همه يه بهونه قشنگ مي خواد
تو، آره اون بهونه اي ، اون بهونه قشنگ
واسه گم کردن هر چي خاطره است
که تو ذهن خاکي يه آدم خسته ازعشق ، شده آخر يه رنج
تو ، آره اون بهونه اي
يه بهونه واسه فرار از عشقي نه سياه و نه سپيد
يه بهونه واسه بودن ، نبودن ، واسه مردن و خلا
واسه پيدا کردن يه لحظه گرم توي اين زندگي سرد
واسه موندن توي اين حس قشنگ
تو ، آره اون بهونه اي
اون بهونه قشنگ

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 
 

بوسه هايت ، جنس باران
لبانت به از صد چشمه ساران
به دو چشمانت رشک ورزد ماه تابان
و گيسوانت بسانِ رودي بي پايان ،

مرا تا بيکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت !
چه سخاوتمندانه است
اينک
شکوهِ حضورت
،
در آغوشم
با گرماي وجودت
اي طلوع جاودان
آب کن
برفهايِ اين دلِ يخزده و خاموشم
اي دستهايِ تو سرشار از آسمان
با هر نوازشت
در من رنگين کمان بساز!
و با هر لبخندت
خورشيد را
به ميهمانيِ چشمهايم دعوت کن !
گلهايِ سرخِ درونِ سينه ات را
به لمسِ نگاهم بسپار
و از منِ اهل پاييز
برگهاي زردم را بتکان !
مي خواهم با بوي تنت
بهار را
من ،
رج به رج
نفس بکشم
و آنگاه
براي بودنت ،
ستاره نذر کنم
هر شب ، يکي
تا به تعظيم ات آورم !
با هر بار گفتنت که:

دوســـــــــــتـت دارم
بناي عقل را در هم خواهم کوفت !
من آسمان را به اشکِ شوق خواهم کشيد
تا کوير را با خنده پر کنم !
و ساقه هاي گندم را با زمزمه هاي باد، سرمست !
من خدا را هم
از ايمان خويش
خواهم ترساند !!
بــــــــــاور کن ...

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

تو را دوست دارم
و وقتي تو نيستي غمگينم
و به آسمان آبي بالاي سرت
و اختراني که تو را ميبينند رشک ميبرم
تو را دوست دارم
وآنچه ميکني درنظرم بي همتا جلوه مي کند
و بارها در تنهايي از خود پرسيده ام
چرا آنهائيکه که دوستشان دارم بيشتر شبيه تو هستند
تو را دوست دارم
اما هنگامي که نيستي از هر صدايي بيزارم
حتي اگرصداي آناني باشد که دوستشان دارم
زيرا صداي آنها طنين آهنگين صدايت را در گوشم مي شکند
مي دانم که دوستت دارم
اما افسوس که ديگران دل ساده ام را کمتر باور مي کنند
و چه بسا به هنگام گذر مي بينم به من ميخندند
زيرا آشکارا مي نگرند نگاهم به دنبال توست

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،
بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي .

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه گذاشتن سدي در برابر رودي است که از چشمانت جاري است.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن ها تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدائي به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه نداشتن يک همراه واقعي است که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است .
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ،

بلکه يخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 
 

عاشق چشم و ابرويت نبودم

که هوس ابرويي ديگر

مرا تا فراموشيت نامرد کند

عاشق شب گيسويت نبودم

که نسيم عطر گيسويي ديگر

زمام عشقت را از وجودم بربايد

قلب شفاف توست

که برايم زيباست

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

شب است و سکوت

سايه ها در هم گم شده اند

حتي سياهي نيز به خواب رفته!

گوش ها را که تيز کني

صداي پاي مسافران را مي شنوي

آري

مسافران مي روند

در حالي که ريگي از شب

هنوز به کفششان مانده است ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

فرصت ماندن چند لحظه اي است و بس

براي قدم زدن در دشتهاي ارغواني

براي دست يافتن به روياهاي سپيد

براي از بين بردن هجوم سنگين كينه

براي نگاه كردن به كوچ كبوترهاي غريب

و براي گفتن انچه بايد گفت

آنچه كه ساليان سال است بصورت يك سكوت در دلها خاموش مانده است

 

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

حال من دست خودم نيست ، ديگه آروم نمي گيرم
دلم از کسي گرفته که ميخوام براش بميرم

باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي

باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسيدن

پاي دنياي تو موندم ، مثل عاشق هاي عالم
تا منو ببخشي آخر ، تا دلت بسوزه کم کم

مثل آينه رو به رومه ، حس با تو بودن من
دارم از دست تو ميرم ، عاشقي کن ، منو نشکن

باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي

باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم اول راه و حس تلخ نرسيدن

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

خیلی سخته که آدما حرف همدیگر رو نفهمند

و هر کسی برداشتی کنه از هر چی که براش

پیش می آید و گاهی کارهای خودش رو به دیگران نسبت بده

یا هر کاری دوست داره انجام بده و انتظار متقابل

از کسی نداشته باشه برای انجام کارهای مشابه

اگه کمی درک و فهم بین انسانها بود زندگی بسیار زیبا می شد

یا بهتر بگم که انتظارات متقابل باشه بهتره

واین حدیث معرف که میگه هر چی رو برای خود

می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه را برای خود

نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

در امتداد گذر چند ثانیه
صبر كن
تنها برای بودن باش ، بمان
برای یك ثانیه
كه اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند
به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شاید
به اندازه یك قطره باران در كویر خشك غیرت

پس یک ثانیه صبر کن............... 

به کجا میروی ؟
صبرکن !...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

ای کبوتر به کجا ؟!
قدری دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

ای عزیز جان من ...
تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
خنده کن !
عشق نمک گیر شود بعد برو !
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد ...
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟

باش ای نازنین !
باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود

بعد
برو !

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم

اصلاْ حرفمو جدی نمیگیری نمی دونم چرا؟

دوست داشتن که دلیل نداره ؟ داره؟

می میرم من بدون تو به خدا راست میگم

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

میخواهی بری؟

خب برو...

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو...

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نكن

نفس های آخر است

نترس برو...

احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو...

یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میكشد

طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد

برو...

فقط برو.....

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب



كمياب ترين كدهای جاوا برای وبلاگ نويسان