تبليغاتX
lovey-dovey
 
 
 

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....

هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....

پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه

روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

می خوام يه قصه بگم از سرشت آدما 

روزی که تو آسمون تک و تنها بود خدا 

اون روزا آسمونا رنگشون آبی نبود!

تو دل ستاره ها درد بی خوابی نبود !

یه روزی خدا اومد یه ذره خاکُ گرفت!

به هوای عشق تو گِل آدم و سرشت

برا خوشحالی تو این زمین و آفرید

 این همه کهکشونو روی دامن تو چید !

 برای چشمای تو بهشت و بهونه کرد!

 با ناز نگاه تو دوزخ و ویرونه کرد!  

برا عطر نفس هات نسیم و آواره کرد!

برای بچگی هات زمین و گهواره کرد

خورشید و برای تو ، توی آسمون گذاشت!

گلای سرخ و فقط، برا خاطره تو کاشت!

بارون و به خاطر سبزی دل  به تو داد!

برا بوییدن تو خودشو رسوند به باد !

از سیاهی چشات قطره ای جوهر گرفت !

 بعد از اون شد که دیگه ، شب زیبا سر گرفت!

از صدای گریه هات رعد و برق و آفرید !

دونه های اشکتو روی دریاها پاشید!

امید رو  به یاد تو به زمین ارزونی کرد !

از غم چشمای تو تو پاییزو زندونی کرد!

روزی که خدا تو رو سرور دنیا می کرد !

با گلاب عشق ِ تو دل ها رو معنا کرد!

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

مرا به‌ یاد نگه‌دار ، همیشه‌ در یادم‌ 
که‌ من‌ تمام‌ِ غزل‌ را به‌ چشم‌ِ تو دادم‌
مرا بِبَر به‌ حصارت‌ که‌ خسته‌ از خویشم‌
بِبَر که‌ با تو از این‌ بندِ کهنه‌ آزادم‌

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

غريبونه شکستم من اينجا تک و تنها

دل خسته ترينم در اين گوشه دنيا

اي بي خبر از عشق نداري خبر از من

روزي تو مي آيي نمانده اثر از من 

 

توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره

چرا وقت نوبت ماست آسمون جايي نداره؟؟

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

به يک زندان خوب مي انديشم

آزادي حق زيبايي نيست!

به يک تابوت ناب مي انديشم

مي خواهم متفاوت به خواب روم!

به يک نوشيدني داغ مي انديشم!

در اين سرما عجيب مي چسبد

بغض گلوي چشم هايم را گرفته

به يک دامن پاک مي انديشم

براي اشک ريختن ...

حکايت جالبي است که فراموش شدگان ،

فراموش کنندگان را هر گز فراموش نمي کنند

 

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

 

MERRY CHRISTMAS

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

هر که خوبی کرد زجرش میدهند

 هر که زشتی کرد اجرش میدهند

باستان کاران تبانی کرده اند

عشق را هم باستانی کرده اند

هرچه انسانها طلایی تر شدند

عشق ها هم مومیایی تر شدند

اندک اندک عشق بازان کم شدن

 نسلی از بیگانگان آدم شدند

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به  هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله ( روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

 من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود

تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو

من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو

هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی

جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم

تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

دوستای گلم این عید ولایت و امامت رو

به همتون تبریک میگم

عشقم عیدت مبارک

 
 
 |    نوشته شده توسط بیتا
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب



كمياب ترين كدهای جاوا برای وبلاگ نويسان